در این مقاله برآنیم تا به خوانش اگزیستانسیال کارل یاسپرس از زندگی و مرگ و پیام عیسای مسیح نقب بزنیم. اما تنها مسئلهی طرح شده در این مقاله، ردیابی خوانش اگزیستانسیال یاسپرس از شخص عیسای مسیح نیست، بلکه شامل نگرش اگزیستانسیالیستی عیسای مسیح به معنای زندگی، رسالت و همچنین غایت بشری نیز میشود. به همین منظور، بشارت ملکوت الاهی، موعودگرایی، ایمان فردی، محبت، مفاهیم تناقض و تمثیل و ردیههای عیسای مسیح بر نهادهای اخلاقی و دینی به بحث گذاشته شده است. این مقاله، همهی این مباحث را صرفن از خلال کتاب «مسیح» کارل یاسپرس و اشارات وی به اناجیل مورد بررسی قرار داده است. کلیهی این مباحث به چنین نتیجهای میانجامد: با کنار زدن دستگاه کلیسا و نهادهای مرتبط با آن، به این نکته پی میبریم که مسیح حامی بدعت بوده و اصل را بر تفرد و وجود فردی (البته فردیتی که همواره دیگری را لحاظ میکند) گذاشته است.
وحدت و مبارزهی اضداد یکی از قوانین فلسفهی مارکسیسم است: در همه چیز، در همهی پدیدهها و روندها، دو قطب…
این متن چکیدهیی از ایدهها و اندیشههای مبارزات مستقلانهی زنان افغانستان در یک سدهی گذشته برای تحقق برابری، آزادی و…
پس از تجربهی بد «حکومت وحدت ملی» به رهبری غنی و عبدالله اگر آبروی ناچیزی هم به عبارت «وحدت ملی»…
چندسال پیش وقتی در فیسبوک مینوشتم، کمتر احساس در تیررسبودن و ترورشدن را داشتم و آزادانهتر مینوشتم و زیاد بند…
تقریبن در اثری از اسپینوزا نیست که آثار به کارگیری مفاهیم مشترک مشهود نباشد. از نخستین رسالهاش گرفته تا آخرین…
اسپینوزا معتقد است که تأثرات ما، چیزهایی چون عشق و نفرت و حسادت و آز و دلسوزی، همانند سایر اشیای…