جدال بر سر تمایز واقعی با بحث تمایز میان نفس و بدن به وجود آمد. در نخست این جدال میان بقایای فلسفهی اسکولاستیک و دکارت بود، بعدها به فلسفهی اسپینوزا و لایبنیتس کشانده شد. برای فیلسوفان مدرسی و دکارت اصل، بقای نفس بود؛ منتها یکی این بقا را از پیوند فلسفهی ارسطو با نوافلاطونیان و ترکیب این دو در کلام مسیحی استخراج میکرد و دیگری اما در پی آن بود تا با تمایز میان نفس و بدن، نفس را در مقابل بدن، جوهری نامیرا و متعالی جلوه دهد؛ با درنظرداشت این اصل که برای بدن نیز جوهریتی قائل بود. اسپینوزا با طرح تصور مستقل، در مقابل هر دو جریان قرار گرفت.
وحدت و مبارزهی اضداد یکی از قوانین فلسفهی مارکسیسم است: در همه چیز، در همهی پدیدهها و روندها، دو قطب…
این متن چکیدهیی از ایدهها و اندیشههای مبارزات مستقلانهی زنان افغانستان در یک سدهی گذشته برای تحقق برابری، آزادی و…
پس از تجربهی بد «حکومت وحدت ملی» به رهبری غنی و عبدالله اگر آبروی ناچیزی هم به عبارت «وحدت ملی»…
چندسال پیش وقتی در فیسبوک مینوشتم، کمتر احساس در تیررسبودن و ترورشدن را داشتم و آزادانهتر مینوشتم و زیاد بند…
تقریبن در اثری از اسپینوزا نیست که آثار به کارگیری مفاهیم مشترک مشهود نباشد. از نخستین رسالهاش گرفته تا آخرین…
در این مقاله برآنیم تا به خوانش اگزیستانسیال کارل یاسپرس از زندگی و مرگ و پیام عیسای مسیح نقب بزنیم.